نرخ واقعی ساعتی واقعاً چه چیزی را میسنجد
نرخ واقعی ساعتی چیزی نیست که حس میکنید یک ساعت میارزد. این نرخی است که یک ساعت باید فروخته شود تا سال جمع شود: دستمزد خودتان، هر چیزی که کسبوکار چه کار کنید چه نکنید هزینه دارد، و حاشیهی سودی که کسبوکار روی آن نگه میدارد. از این سه به عقب کار کنید و نرخ خودش بیرون میآید.
سه ورودی بیش از بقیه روی پاسخ اثر میگذارند. سربار همان چیزی است که بیشتر مشاغل فنی حدس میزنند، و معمولاً وقتی وسیلهی نقلیه، بیمه، ابزار، تلفن و حسابدار همه شمرده شوند، از حدس بزرگتر است. ساعات قابلفاکتور دومین مورد است: ساعات کارکرد و ساعات فاکتورشده دو عدد متفاوتاند، و قیمتگذاری، رانندگی، پیگیری قطعات و کارهای اداری همگی در این فاصله میافتند. هفتههای کاری سومین مورد است: هیچکس پنجاهودو هفته را فاکتور نمیکند.
نرخ لازم را بهعنوان یک کف بخوانید، نه یک لیست قیمت. زیر آن، دارید کار را از جیب خودتان تأمین مالی میکنید. نرخ سربهسر کنار آن، هزینهی هر ساعتی است که هرگز به یک فاکتور نمیرسد، که ارزانترین عدد این صفحه برای نادیده گرفتن است و گرانترین برای ادامهی نادیده گرفتن.
اشتباه رایج این است که ساعات کارکرد را بهجای ساعات فاکتورشده وارد کنید. این کار نرخ را بهراحتی پایین نشان میدهد، و بعد سال جمع نمیشود. اگر مطمئن نیستید از ماه گذشته استفاده کنید. یک عدد واقعی از سوابق خودتان همیشه بهتر از یک عدد خوشبینانه است. همین دلیل نگهداشتن ساعات و هزینهها در کنار هر کار است، که دقیقاً کاری است که زئوس برایش ساخته شده.